چندی پیش سوار تاکسی شدم.
راننده تاکسی مرد محترمی بود که ۶۰سال سن داشت و بسیارشاد بوداو با مسافران با شادی برخورد میکرد
یکی از مسافران از او پرسید با وجود ترافیک و شغلی که خسته‌ کنندست چطور میتواند شاد باشد
جواب راننده برایم جالب بود. 

گفت من ۴فرزند دارم
۲دختر و ۲پسر که همه تحصیل کرده اند در حالیکه هرگز به درسشان رسیدگی نکردم

گفت رمز موفقیتش این بوده که بشدت هوای همسرش را داشته و به او توجه و محبت خاص میکرده و فقط نیازهای همسرش را برآورده کرده است.

گفت همسرش را همیشه خوشحال و راضی نگه میداشت و درعوض همسرش همیشه پرانرژی بود و با تمام قوا به بچه‌ها و منزل و هر کار دیگری رسیدگی میکرد.

میگفت زنها تواناییهای موازی دارند 
و میتوانندچند کار را در منزل باهم مدیریت کنند.

 کافیست آنها را راضی و خوشحال و تحت توجه و محبت کافی نگه داری تا هر کاری از آنها بربیاید.

او معتقد بود اگر باطری قلب همسرتان را شارژ نگه دارید میتوانید با آرامش به کارتان رسیدگی و باخوشبختی زندگی کنید. چون همسرش از جان و دل، بقیه امور را سرپرستی خواهد کرد.

بنظرمن حق با اوست
رمز موفقیت او میتواند، رمز موفقیت بسیاری از مردها باشد.

زن!موی مش کرده،ابروی برداشته،لبانِ قرمز نیست.
زن!لباسِ سفیدشب باشکوه عروسی
بوی خوشِ قرمه سبزی نیست.

زن!پوکی استخوان،یک زنِ پا بماه،
حال تهوع،استفراغ درد‌های زایمان،
مادر بچه‌ها نیست.
 
زن!
عصایِ روز‌های پیری،پرستار وقتِ مریضی نیست.

زن!
وجود دارد؛
روح دارد؛
پا به پای یک مرد، زور دارد.
زن همیشه همه جاحضور دارد.

و اگر تمام اینها یادت رفت، تنها یک چیز را به خاطر داشته باش: 
که هنوز هیچ مردی پیدا نشده 
که بخواهد در ایران جایِ یک زن باشد

 

نوشته از سامان رضایی

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای ايران توانا محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.